X
تبلیغات
عالم قبر - عالم قبر

علامه ي مجلسي در كتاب گرانسنگ حق اليقين مي فرمايند: ابن بابويه به سند معتبر از علي بن الحسين روايت كرده است كه آن حضرت در هر جمعه در مسجد حضرت رسول مردم را موعظه مي كردند و از جمله ي آن موعظه اين بود كه «اي فرزند آدم اجل تو سريع ترين چيزهاست كه به سوي تو نزديك است كه تو را دريابد و ملك روح تو را قبض كند و بروي به سوي منزلي تنها، پس برگردانند به سوي تو روح تو را بيايند به سوي تو منكر و نكير از براي سوال تو و امتحان شديد توبه درستي كه اول چيزي كه از تو سوال مي كنند از دين توست كه به آن اعتقاد داشته اي، و از كتاب توست كه آن را تلاوت مي كرده اي و از امامي است كه ولايت آن را اختيار كرده اي و در چه چيز تلف كرده اي پس عذر خود را بگير و مهيا شو جواب را پيش از امتحان و سوال اگر مؤمن و پرهيزگاري و عارفي بدين خود و متابعت ائمه ي صادقين كرده اي و موالات به اوليا و دوستان خدا كرده اي خدا حجت تو را تلقين تو مي كند و زبانت را گويا مي گرداند به ثواب پس جواب را نيكو مي گويي و بشارت مي دهند تو را به بهشت و خشنودي خدا و زنان نيكوي خوش خوي و استقبال مي كنند تو را ملائكه به روح و ريحان و اگر چنين نباشي زبانت مضطرب مي شود و حجت تو باطل مي شود و كور مي شوي از جواب و بشارت مي دهند تو را به آتش و استقبال مي كنند تو را ملائكه به منزل حميم و سوختن حجيم».

 

تعريف قبر

رسول خدا مي فرمايند: «قبر يا باغي است از باغستان هاي بهشت يا گودالي است از گودال هاي جهنم» در رواياتي ديگر از آن حضرت نقل شده كه فرمودند: «قبر، اولين منازل آخرت است كه اگر انسان از آن رهايي يابد منازل بعد، از آن آسانتر است ولي اگر نجات نيابد منازل بعد بر او دشوارتر مي باشد.» و البته چنين است زيرا انسان اگر آنچنان پرونده و توشه اي از دنيا براي خود آورده باشد كه بتواند در قبر خود را تأمين سازد، خواهد توانست در مراحل بعد نيز اسباب راحتي خود را فراهم آورد ولي اگر در قبر نتواند نجات بخش خود باشد در منازل ديگر نيز نمي تواند. اميرالمومنين علي (ع) در قسمتي از خطبه هاي شريف نهج البلاغه مي فرمايند: پس از مردن انسان در كفن ها پيچيده مي شود در حالت نوميه ي و به سوي قبر كشيده در حالتي كه فرمانبردار و آرام است (چون كاري از او برنمي آيد) او را روي تخته هاي تابوت مي اندازند وامانده و از حال رفته مانند شتر از سفر بازگشته و رنجور از جهت بيماري لاغر گرديده است، پس از آن فرزندان خدمتگزار و برادران گرد آمده و او را به دوش مي كشند و به خانه ي غربت و بي كسي مي برند.

امام صادق نيز درباره ي قبر چنين مي فرمايند: «قبر در هر روز مي گويد من خانه ي غربت و تنهايي ام من خانه ي ترس و وحشت ام من خانه ي كرم هستم، منم قبر، من باغي از باغ هاي بهشت يا حفره اي از حفره هاي آتشم.»

 

لحظاتي پس از مرگ

پس از گرفته شدن جان انسان روح بالاي بدن قرار مي گيرد. روح مومن را به آسمان ها مي برند و روح كافر را به پايين مي برند. وقتي جنازه را حركت مي دهند اگر مومن است صدا مي زند مرا زودتر به منزلم برسانيد اگر كافر است مي گويد عجله نكنيد مرا زودتر به قبر نبريد. هنگام غسل دادن، اگر مومن است در جواب ملكي كه به او مي گويد آيا دلت مي خواهد به دنيا برگردي؟ مي گويد نه ديگر نمي خواهم به ثعب و سختي برگردم.

 

سخنان قبر و مرده

پيامبر خدا فرمودند: «وقتي ميت را در قبرش مي گزارند قبر به او مي گويد و اي بر تو اي فرزند آدم چه چيز تو را از من غافل ساخت؟ آيا نمي دانستي كه من سراي آشوب، تاريكي، تنهايي و سراي كرم هايم؟ چه چيز مرا از ياد تو بود در صورتي كه بارها از كنار من گذشتي؟ اگر ميت شخص صالحي باشد از طرف او به قبر پاسخ مي رسد كه: آيا تو ديده اي آن كسي را كه امر به معروف و نهي از منكر مي كرد؟ يعني «من در طول زندگي ام امر به معروف و نهي از منكر مي كردم» پس قبر مي گويد: در اين صورت من به مانند باغ سرسبز بهشتي مي شوم و جسد او نوراني مي شود و روحش به جانب خدا بالا مي رود.

 

عالم قبر عالمي هولناك

عالم قبر از سر جهت هولناك است: 1) وحشت قبر 2) سوال قبر 3) عذاب و فشار قبر

قبر به جهت اينكه تنگ و تاريك است و هيچ مونسي براي انسان نيست، وحشت به خصوصي دارد و ميزان اين وحشت ارتباط مستقيم و تنگاتنگي با ميزان علاقه به دنيا و هر چه در آن است، خواهد داشت؛ هر چه تعلق خاطر به دنيا كمتر باشد، درجه ي وحشت و تنهايي اش كمتر خواهد بود و هر چه تعلقش بيشتر باشد درجه ي وحشت، بيشتر خواهد بود.

 

وحشت قبر

امام موسي كاظم نقل كرده اند كه در هر خانه اي كه به نظرم مي رسد، آن خانه با وسعتش بر من تنگ مي شود، و آن اين است كه فرمودند چون ميت را به كنار قبري بردي ساعتي به او مهلت ده تا آمادگي سوال نكير و منكر را پيدا كند. و روايت شده است كه حضرت فاطمه در وصيت خود به اميرالمومنين گفت: چون من وفات كردم شما مرا غسل بده و تجهيز كن و نمازبگزار بر من و مرا داخل در قبر كن و در لحد بسپار، و خاك بر روي من بريز و بنشين نزد سر من مقابل صورتم، و قرآن و دعا براي من بسيار بخوان؛ زيرا كه آن ساعت، ساعتي است كه مرده به انس گرفتن با زنده محتاج است.

بعضي از عواملي كه مانع وحشت قبر مي شوند:

1. ركوع كامل: از امام محمد باقر روايت شده است كسي كه تمام كند ركوع خود را كامل وحشتي به قبرش داخل نشود.

2. سوره ي مباركه ي ياسين: طبق روايات خواندن سوره ي ياسين قبل از خواب موجب برطرف شدن وحشت قبر و امان از آن مي باشد.

3. عيادت بيمار: و هر كسي بيماري را عيادت كند، حضرت حق ملكي را بر او موكل فرمايد كه او را در قبرش عيادت كند تا وقتي كه وارد محشر شود.

4. از ابوسعيد خدري نقل شده است كه گفت شنيدم كه حضرت رسول به علي مي فرمودند: اي علي شاد باش و مژده بده كه براي شيعه ي تو وقت مردن حسرتي نيست و نه وحشتي در قبر و نه اندوهي در روز نشور.

 

معني وسعت قبر

امام صادق روايت كرده است كه «چون مومن را در ميان قبر مي گزارند و دو فرشته ي نكير و منكر از رب او و ديدن او و پيغمبر او سوال مي كنند و مومن در جواب آنها پاسخ صحيح مي دهد پس تا جايي كه چشمش مي بيند قبرش را وسيع مي كنند. اين يعني براي آن مومن به اندازه اي كه بينايي چشمش كشش دارد قبر او را مي كشايند و وسعت مي دهند. خداوند متعال مي فرمايد من براي بندگان صالح خود چيزهايي را مهيا كرده ام كه هيچ چشمي نديده است و هيچ گوشي نشنيده است و بر انديشه ي هيچ انساني ظهور ننموده است من براي بنده ي صالح خود آنچه شما را بر آن سرِّ مخفي آگاه مي كنم قرار داده ام:

پس هيچ نفسي نمي داند چه اسرار و ذخائر براي آنها پنهان شده است، ذخائري كه موجب روشني و تازگي چشم ها گردد.

 

هديه اي در شب اول قبر

سير ابن طاووسي از حضرت رسول روايت كرده كه فرمودند نمي گذرد بر ميت ساعتي سخت تر از شب اول قبر، پس رحم كنيد بر مردگان خود با صدقه دادن، و اگر نيافتي چيزي را كه صدقه بدهي، پس هر يك از شما دو ركعت نماز شب اول قبر بخواند، كه حق تعالي همان ساعت هزار ملك به سوي قبر آن ميت مي فرستد.

عذاب و فشار قبر كه آن گردنه اي است بسيار دشوار كه تصورش دنيا را بر انسان تنگ مي كند و روايت شده است كه امام صادق در آخر شب كه از خواب بر مي خاست با صداي بلند به حدي كه اهل خانه بشوند اين دعا را مي خواندند: خدايا مرگم را برايم مبارك گردان و ما را در هنگام مرگ ياري ده، بار خدايا مرا بر غم و غصه ي عالم قبر اعانت فرما، بارالها مرا در تنگي و ظلمت و وحشت و تنهايي قبر ياور باش و حورالعين را روزيم گردان.

 

علت هاي عذاب قبر

سخن چيني كردن و غيبت نمودن و دوري كردن مرد از اهل خانواده ي خود است. و از روايت سعد ابن معاذ استفاده مي شود كه بدخلقي مرد با اهل و خانواده ي خود و درشت گويي با آنها نيز موجب فشار قبر مي شود. و در روايتي ديگر از حضرت صادق وارد شده است كه هيچ مومني نيست، مگر آنكه براي او فشار قبر است. و در روايتي ديگر آمده است كه اين كناره ي آن چيزي (نعمتي) است كه مومن را تضييع كرده. در جواب سوال نكير و منكر: در عالم برزخ اختلاف ظاهر و باطن نيست باطن انسان هر چه هست همان جلوه دارد. خوب است، خوب؛ و بد است، بد جلوه مي كند. قلب انسان هر چه را بيان مي كند و اعتقاد و اذعان دارد زبان ملكوتي او نيز همان را صحّه مي گذارد و بر آن شهادت مي دهند. در آنجا به انسان مي گويند:

من رَبُكَّ؟ پروردگارت كيست؟ انسان همان را كه در دنيا رب و مقصود خود داشته و به او توسل مي جسته است بيان مي كند. حضرت يوسف به دو رفيق زنداني خود گفت: اي دو رفيق زنداني من آيا خدايان متفرق بي حقيقت بهترند يا خداي يكتاي قاهر؟ در اين صورت چون از انسان بپرسند من رَبُكَ؟ پروردگارت كيست؟ اگر در پاسخ گويد «اللهُ جَلَّ جلالُهُ رَبّي» فرشتگان مي گويند: «أهلاً و سَهلاً» خوش آمدي!

 

لزوم اعتقاد به سوال قبر

از حضرت صادق روايت شده كه فرمودند: شيعه ي ما نيست هر كس سه چيز را انكار كند: «معراج، سوال قبر و شفاعت را» مقدس اردبيلي مي فرمايد: و ديگر اعتقاد بايد داشت كه سوال منكر و نكير و عذاب قبر حق است. و منكر و نكير عبارت است از دو فرشته كه بعد از آنكه مكلف را در قبر گذاشته، و از آن از خدا و پيغمبر و امام سوال نمايند، پس اگر او جواب دهد چنانكه بايد، چيزي به او نمي گويند بلكه مژده هاي خوش دهند به بهشت و نعمت هاي آن، و اگر آن جوابي را كه بايد بداند و بدهد، ندهد، عذابش كنند به چيزي كه مستحقق آن باشد.

خصوصيات نكير و منكر در روايت ذكر شده كه آن دو ملك به شكل ترسناكي بيايند صداي ايشان مثل رعد، غرنده و چشمانشان مثل برق، خيره كننده است. و سوال مي كند كه پروردگارت كيست؟ پيغمبرت كيست؟ و دينت چيست؟ و نيز سوال كنند از ولي و امام او. در قبر از چه چيز سوال مي شود؟ اكنون اين سوال پيش مي آيد كه در قبر از چه چيزهايي مي پرسند؟ در روايتي از امام هفتم آمده است: به كافر گفته مي شود پروردگارت كيست، گويد: الله. از پيامبرش سوال مي كنند گويد: محمد، از دينش سوال مي كنند گويد اسلام، از او سوال مي شود، چگونه جواب اين سوال ها را دانستي؟ پاسخ مي دهد شنيدم كه مردم چنين مي گفتند من هم چنين گفتم، پس در اين هنگام با گرزي آنچنان بر او مي كوبند كه اجتماع جن و انس هم تاب تحمل آن را ندارند. كساني كه مورد سوال قبر قرار مي گيرند: امام صادق مي فرمايند: در قبر پرسيده نمي شود مگر از مومن محض كه ايمان او خالص است و از كافر محض كه كفر وي خالص است.

 

شيعه و هول نكير و منكر

از پيغمبر اكرم نقل شده است: بدانيد كسي كه علي را دوست داشته باشد خداوند هول و هراس نكير و منكر را از او دفع مي فرمايد. و همچنين آن حضرت فرمود: آگاه باشيد كسي كه بر دوستي و محبت آل محمد بميرد ملك الموت و پس نكير و منكر او را به بهشت بشارت مي دهند.

 

فشار و عذاب قبر

رسول خدا مي فرمايند: فشار قبر مومن، كناره ي نعمت هايي است كه ضايع كرده است. از اين روايت شريف مشخص مي شود كه فشار قبر فقط مخصوص كفار نيست بلكه در اثر برخي اعمال مي تواند دامن گير مومنين نيز گردد.

 

حكايت

هنگامي كه رقيه دختر رسول خدا از دنيا رفت آن حضرت بر سر قبر او ايستادند و دستان مبارك را به سمت آسمان بلند كرده و مي گريستند: به ايشان گفته شد، اي رسول خدا ديدم كه دستانت را به سمت آسمان بلند كردي و مي گريستي آن حضرت فرمود: از خدا خواستم تا به خاطر من از فشار قبر دخترم رقيه صرف نظر فرمايد.

 

علت عذاب قبر مومن

حضرت صادق فرمودند: هرگاه بنده اي گناهانش زياد شد و نتوانست گناهان را جبران كند خداوند او را مبتلا به غم و اندوه در دنيا مي كند، و اگر اين هم نشد او را در قبرش عذاب مي نمايد، تا روز قيامت بدون گناه در محضر پروردگار حاضر گردد.

 اوضاع كافر و مومن در قبر

امام صادق فرمودند: وقتي مومني بميرد هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش تشييع كنند و وقتي او را در قبرش گزارند، و نكير  منكر آمده و او را نشانده و از پروردگار، دين و پيغمبرش سوال مي كنند. اگر مومن باشد گويد پروردگارم خدا و محمد پيغمبر من است و اسلام دينم، سپس قبرش را تا جايي كه چشم مي بيند وسعت مي دهند و برايش غذاهاي بهشتي مي آورند و بر او روح و ريحان مي آورند و اين است تفسير گفته ي خداي عزوجل در سوره ي واقعه. پس چون كافر بيمرد هفتاد هزار فرشته عذاب او را تا قبرش همراهي كنند و او فريادي مي كشد كه همه چيز جز جن و انس بشنود و مي گويد كاش بر مي گشتم و مومن مي شدم و به عاملان خود قسم مي دهد و مي گويد مرا برگردانيد تا شايد آنچه ترك كردم عمل كنم فرشتگان عذاب به او پاسخ دهند كه، نه هرگز، اين كلمه اي است كه به زبان مي گويي؛ و فرشته اي ندا كند به آنها كه اگر برگردد دوباره به آنچه نهي شده باز مي گردد؛ و زماني كه او را در قبرش گزارند و مردم از او جدا شوند، نكير و منكر در هراسناك ترين شكل بر او وارد شوند و او را بپا دارند و از پروردگار، پيغمبر و دينش سوال مي كنند كافر زبانش به طپيدن مي افتد و قادر به جواب نيست در آن زمان آن چنان ضربتي از عذاب خدا بر او زنند كه همه چيز از آن ضربه به لرزه و ترس مي افتد، و دوباره از او سوال مي كنند، گويد: نمي دانم، به او مي گويند: ندانستي و ره نيافتي و رستگار نباشي پس دري از دوزخ بر روي او باز مي كنند و آب جوشان مخصوص دوزخ برايش مي آورند.

كارهايي كه موجب نجات از عذاب و فشار قبر مي شوند:

1. سوره مباركه ي نساء «از حضرت اميرالمومنين روايت شده كه هر كه در هر جمعه سوره ي نساء را بخواند ايمن شود از فشار قبر»

2. خواندن نماز شب

3. روزه گرفتن در اين روزها: آنكس كه چهار روز از ماه رجب و دوازده روز از ماه شعبان روزه بگيرد.

4. سوره ي مباركه ي ملك: از چيزهايي كه باعث نجات از عذاب قبر است خواندن سوره ي ملك است بالاي سر ميت.

5. آيت الكرسي امام محمد باقر فرمودند هر كسي يك بار آيت الكرسي را بخواند خدا هزار بدي از دنيا و هزار بدي از آخرتش را بگرداند كه آسان ترين بدي دنيا فقر باشد و آسانترين بدي آخرت عذاب قبر.

6. صبر كردن در برابر گناهان

7. زناني كه عذاب قبر ندارند: حضرت محمد مصطفي فرمودند «سه طايفه از زنها هستند كه عذاب قبر از آنها برداشته مي شود و با حضرت فاطمه محشور شوند: 1) زني كه بر غيرت شوهرش صبر كند. 2) زني كه با شوهر بداخلاق بسازد. 3) زني كه مهريه اش را ببخشد.»

8. كسي كه نماز جماعت مي خواند.

 

نمونه هايي از عذاب هاي قبر

1. عذاب در عالم قبر به خاطر بدخلقي «وقتي كه معاذبن جبل وفات كرد پيامبر اكرم خود با پاي برهنه در تشييع جنازه اش شركت فرمودند و بر او نماز خواندند. بعد از دفن، فرمودند: قبر چنان فشاري به او داد كه استخوان هايش شكست! فرمود: علت فشار قبر، اين بود كه او در خانه بداخلاق بود و محيط گرم خانه را سرد مي كرد.

2. عذاب قبر به خاطر آزردن شوهر: «يكي از شاگردان شيخ رجبعلي نقل مي كند: زني بود كه شوهرش سيد و از دوستانش جناب شيخ بود او خيلي شوهرش را اذيت مي كرد پس از چندي آن زن فوت كرد هنگام دفنش جناب شيخ حضور داشت. بعد فرمودند: موقعي كه خواستند او را دفن كنند اعمالش به شكل يك سگ درنده ي سياهي شد.»

همين كه خانم فهميد آن سگ بايد با او دفن شود، متوجه شد چه بلايي در مسير زندگي بر سر خود آورده شروع كرد به التماس و التجا و نعره زدن.

3. عذاب قبر و قيامت به واسطه ي ازدواج با فاسق: رسول خدا فرمودند «هر زني راضي شود به ازدواج با مرد فاسق در آيد، آن زن منافق است و در آتش جهنم زنداني شود و هر گاه بميرد هفتاد عذاب به گورش باز مي شود و اگر گوي (لا اله الا الله) هر فرشته اي كه بين آسمان و زمين است او را لعنت كند. و خداوند در دنيا و آخرت بر او خشمگين باشد و خداوند در هر شبانه روزي هفتاد گناه در نامه ي عملش بنويسيد.»

4. عذاب كسي كه به نماز بي اعتنايي كند: پيامبر اسلام مي فرمايند: «اي فاطمه هر كسي از مردان يا زنان به نماز بي اعتنايي كند خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا گرداند كه 6 تا در دنيا 3 تا هنگام مرگ و 3 تا در قبر و 3 تا در قيامت دامن گير انسان مي شود: در دنيا: برداشتن بركت از عمر، برداشتن بركت از روزي، محو سيماي صالحين از چهره و رخسار، بي اجر ماندن اعمال، عدم قبول دعا، عدم مشموليت دعاي نيكان. به هنگام مرگ: ذليل، تشنه، گرسنه. در قبر: ملكي او را شكنجه مي نمايد، قبر او تنگ مي شود، قبر او تاريك مي شود. در قيامت: وارونه بر زمين كشيده خواهد شد، محاسبه ي او سخت خواهد بود، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابي دردناك گرفتار مي گردد.»

5. عاقبت چشم چراني: حضرت رسول اكرم فرموده است كه هر كس چشم خود را از نگاه به نامحرم پر كند حق تعالي او را در روز قيامت در حالي كه به ميخ هاي آتشين ميخ دوز نكرده باشند محشور فرمايد، تا زماني كه حق تعالي مابين مردم حكم فرمايد، پس امر مي كند كه او را به آتش ببرند.

 

نتيجه گيري

همه ي ما روزي به مرگ و عالم قبر خواهيم رسيد و بايد تا فرصت هست و در جواني توشه ي ره آخرت خود را جمع كنيم. و بايد بدانيم چيزهايي را كه در آخرت براي ما در اثر اعمالمان در اين دنيا، اتفاق خواهد افتاد. و همين طور بايد بدانيم كه چه هستيم از كجا آمده ايم؟ مقصود از آمدنمان چه بود و به كجا خواهيم رفت و سرانجاممان چه خواهد شد. مرگ پايان زندگي نيست و انسان بيهوده نيافريده شده است كه پاياني داشته باشد. آناني كه دانسته ره يافته و به خشنودي خدا و بهشت و نعمتهاي خدا دست يافتند. و آناني كه ندانسته و غافل بودند عاقبتي جز آتش و دوزخ نخواهند داشت.

نوشته شده توسط نوری در 90/09/12 ساعت 16:37 | لینک ثابت |